خرید بک لینک

حکیم ابوالقاسم فردوسی:

گدایـــــی در این بـــوم و بر ننگ بود

بـــزرگی به مـــــردی و فرهنــــگ بود

که شد مهر میهن فــــراموش مـــــا

کــجا رفت آن دانش و هـــــــــوش ما

کــــز آن سوخت جان و دل دوستان

که انداخت آتـــــش در ایـــن بوستان

خـــــرد را فکندیم این ســــــان زکار

چه کردیم کـــــین گونه گشتیم خار؟

️ محمد صفدران:

سیاست چو به دست رجال بود

همه کوشش بر کسب مال بود

مهر میهن آن زمان شد فراموش ما

که سیاست شد باری بر دوش ما

همه امرمان ببستیم به یوغ دوستان

همان قدرت طلبان و سیاست دوستان

رها کردیم انصاف و تولید و کار

طلا و ارز رقم زد سرانجام کار


برچسب‌ها: محمد صفدران, صفدران, شاعرانه, شعر

برچسب: نویسنده: آریا زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 0:18

صفحه بندی